|
از شـــــور شــــر دنیا ماندم به زمین تنها
در حیـــــرت خـــــاموشی آرام متین تنهـا
کـــــوشیدم و نوشیــــــدم پوئیدم و جوئیدم
هـــر خوب و بدی دیدم با چشم نمین تنها
هم شادی و هم غم را هم تلخی و شیرینی
دیــــدم بسی در گردون ماندم به یقین تنها
گــــر ســازی کنم سجده صد راهزنی آید
در انجمن خلـــــوت من گوشه نشین تنها
خون دل و درد هجــــر از عشق ثمر آمد
از پشت کژ گردون قسمت بـوده این تنها
این زاهــد ظاهر بین غـافل بود از عشقم
آزار کنــــد مـــــــا را از خاطر دین تنها سپاسگذاریم
ادامه مطلب
|
نوشته شده توسط آقا و خانم نظری در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 12:1 بعد از ظهر